تبليغاتX
مَن هَمش هِی هیچ ِ هیچَم

مَن هَمش هِی هیچ ِ هیچَم

ه..ی...ه...ا
میدویدم.از خواب که بیدار شدم انگاری مطلب مهمی رو فهمیده بودم.شروع کردم به دویدن.نفهمیدم چرا ولی میدونستم از ترس دارم میدوم.چرا یهو؟تو خوابم چی کشف شده بود؟
دوان دوان رسیدم به یه سر بالایی با شیب خیلی تند.خواستم وایسم لا اقل نفسی چاق کنم ولی باز ترسیدم .دویدم.به ضرب و زور رسیدم بالاش رو یه تپه.
رو تپه یه خونه بود.درش انقدر کوچک بود که مجبور شدم خم شم برم تو.رفتم.همه جای اتاق آینه کاری شده بود
تنها بودم.تکرار شدم.دیگه هیچی نبود.فقط من بودم.آروم شدم.باترسم کنار اومدم.

+نوشته شده توسط رضا | |

من
تنها،بیپروا،سیاهپوش ِ زندگی،با بغضی همیشگی به نشانه سکوت و شلواری خیس از ترس، ترس از بشر و سرنوشت شومش

خمار ِ ذره ای آرامش،سگ مست ِ سوالات بیجواب،با سینه ای سیاه،بی آرزو در این جهان نا آرزو پذیر و مشکوک به امید

من هیچ 
من هَمش هِی هیچ ِ هیچ

+نوشته شده توسط رضا | |

دموکراسی ِ دونفره:

من میگم آره . تو میگی نه . من میگم نه

من دوبار حق رای دارم، اما حرف تو میشه

+نوشته شده توسط رضا | |

1.خدایا ای کاش قوانینت میگذاشتند از آنها دفاع کنی

2.خدایا مرا به خود وامگذار که بیتو انکارت میکنم

+نوشته شده توسط رضا | |

زندگیم اِنقدر گه ِ که میتونم خوشبختیم ُ حس کنم

+نوشته شده توسط رضا | |

1

- سلا......

-سلام.بریم.

اسم این داستان عزراییل ِ

2

-تو  همو....

-آره.

اسم این داستان ترس ِ

+نوشته شده توسط رضا | |

برادر به تخمات اعتماد کن.دنیا رو حوالش کن.کارش ُ بلد ِ

+نوشته شده توسط رضا | |

خنده های نابجا
گریه ها اما،همه جا،همه به جا
 
دغدغه های بیخودی
غصه ها اما،همه جا،همیشگی

نمره های الَکی
افتادنها اما،همه جا،راستکی

نفسهای هِی تکراری
خوابیدنها اما،همه جا،اجباری

عشقهای زرد ِ زرد
کینه ها اما،همه جا، سرخ ِ سرخ

آزادی های هِی مصنوعی
زندان اما،همه جا،واقعی

پیغمبرای غُر غُرو
خدا اما،همه جا،مهربون

آشناییهای لحظه ای
غربت اما،همه جا،ازلی،ابدی

شلوغی های دروغ
تنهایی اما،همه جا، همه جایی

راستگویی های دروغکی
دروغ اما،همه جا،راس راسکی

آدمکای خوشگل
آدما اما،همه جا،زشت ُ خسته

آدامسای خوشمزه
سیگارا اما،همه جا،بوگندو
مشروبا اما،همه جا،بد بو

ساعتهای ِ هِی تیک ُ تاک
لحظه ها اما،همه جا،تکراری،ابدی

مسجدا پر،حتی جمعه
طفلکی خدا اما،همه جا،تنهای ِتنها

پولای ِ زیاد ُمتراکم

فقر اما،همه جا،خیلی زیاد ُ پراکنده

+نوشته شده توسط رضا | |

.

لحظه لحظه ی ِ زندگیم به لحظه لحظه اش گره خورده

بی خبر

+نوشته شده توسط رضا | |

1

مرگ بر این دنیای فریبکار   میدوی   میروی   میبینی وناگاه درمیابی که هیچ چیز جز تو وغمهایت واقعیت ندارد
یک آن هر چه تجربه کرده ای هر چه اندیشیده ای هر چه نوشته ای یکجا بیرنگ میشوند و کمکم نمیبینیشان و تویی وغمها،تویی و دلی گرفته،تویی و آسمانی تیره،تویی و دنیای ِ خالی و سکوتی موحش
چه شد که فکر کردی شاید باشد لحظه ای که تو تنها نباشی؟
چه شد که به این حماقت تن دادی؟
چه خورده بودی که این چنین مست ندیدی این یگانه واقعیت و حقیقت را،تنهایی را
زین پس به روی خودت هیچ حساب نکن که رد شدی
فکر کردی شاید تنها نباشی احمق!
و دوباره تویی و این واقعیت
اشکها را دوباره رها کن که هیچ گس نیست هیچ مفهومی مزاحمت نمیشود
تویی و اشک و رنج و تنهاییو تو با همه ِ اینها تنهایی که تو اینهایی
پس قلم و کاغذ رو پَر.....

2

چشمانت را ببند               ای زمین،ای زمان
که او خفتست    چشمان او که بسته باشد
هیچ نگاهی ارزش ِ روبرو شدن را ندارد
دهانت را ببند   دنیا
که او خفتست    کلام او که نباشد
هیچ صوتی ارزش شنیدن ندارد
پتوی ابرت را بکش    ای آسمان
که او خفتست   او که پنهان باشد
هیچ چیز ارزش دیدن ندارد
برو بخواب هر چه بیداری
که او خفتست
و فقط من و قاتلم اجازه ی بیداری داریم
نباشید     فرشتگان  
که او خفتست
او که نباشد    شما هیچ نیستید
خدا تو که خواب نداری به من نگاه کن
که اگه میتونستی بخوابی باید به رختخوابت میرفتی
ببین مرا ،ببین چگونه ذره ذره در جبرت میمیرم
همه خوابند پس به من خوب نگاه کن
ببین مرا که چگونه بیدارمو به تو،او و من می اندیشم
برم بخوابم که او خفتست
بیش از این توان ِ انتظار ِ چشمهای ِ بیدارش را ندارم

3

ای دلنین کهن سرود
یادش به خیر روزی میخواندمت
یادش به خیر که قصه را با ماجرای بویِ خوش ِ موی سیاهت آغاز کردم
یادش به خیر ککه در مقدمه چشمان ی خمارت چه کتابها سرودم
یادش به خیر که در فصل ی اول لبان ِ سرخت زندگی را باختم
هی ،یادش به خیر که مرا یارای ِ سرودنت نبود
یادش به خیر که فصل دوم بود گویا و من مدهوش ِ کرشمه هایت زمان را گم کردم
یادش به خیر که مُردَم که تو زیادم بودی

4

 تو ندای ی بی ملال ِ این دل ِ غمگین      تو بغض ِ بی صدای ِ این گلوی چرکین
تو ای خوشبوی ِ مشکین موی ِ آهو چشم       تو دوای ِ دردهای ِ این وجود ننگین

5

تو قدرتمندی چون
من عاشقم

+نوشته شده توسط رضا | |